بچه دوم آقا هورام...

قبل از سفری که رفتیم هورام درگیر یکی از عروسکای قدیمی شده بود

میگفت بچه امهمتفکر

قضیه جدی شده و واقعا گیر داده بچه اممتعجبهمون محبت ها رو تکرار میکنه و

کلی درگیرشهقلب

/ 3 نظر / 3 بازدید
اشرف

چطورم تو بغلش گرفتتش[خنده]

فاطمه

خب معلومه مامانش که اینقدر مهربونه، این وروجک کوچولو هم محبت کردن رو یاد میگیره [قلب][بغل][ماچ]

behin

omidvarm koli mosafert behetun khosh gozshte bshe